مهتاب شبهای لیلا خوش آمدی

عشق منه علي اکبر روئين تنه علي اکبر
مثل علي و حسن و حسين بت شکنه علي اکبر

ای آفتاب روشن شبهای کربلا
پیغمبر دوباره صحرای کربلا
ای از تمام آدمیان برگزیده تر
نوح و خلیل و آدم و موسای کربلا
یک کاروان به عشق نگاهت اسیر شد
گیسو کمند خوش قد و بالای کربلا

از نسل حيدري و دلاورتر از تو نيست
يعني پس از علي علي اکبرتر از تو نيست
منطق قبول داشت که با خلق و خوي تو
شخصي ميان خلق پيمبرتر از تو نيست
عروس فاطمه امشب به پاس ياري قرآن
براي سنگر الله اکبر،اکبر آورده
جوانان را بشارت ده خدا از نسل پيغمبر
براي جانفشاني بر جوانان رهبر آورده

ای که بر روشنای چهره ی خود
نور پیغمبر سحر داری
نوری از آفتاب روشن تر
رویی از ماه خوبتر داری
تو کدامین گلی که دیدن تو
صلواتی محمدی دارد
چقدر بر بهشت چهره ی خود
رنگ و بوی پیامبر داری
هجرتت از مدینه شد آغاز
کربلا شاهد سلوک تو بود
کوفه چون شام ماند مبهوتت
تا کجاها سر سفر داری
باوری سرخ بود و جاری شد
اولسنا علی الحق از لب تو
چه غرور آفرین و بشکوه است
مقصدی که تو در نظر داری
با لب تشنه بودی و می سوخت
ای که از زخم بال و پر داری
از میان تمام اهل جهان
عرش پایین پا نصیب تو شد
عشق می داند و جنون که چقدر
شوق پابوسی پدر داری
شوق پابوسی تو را داریم
حسرت آن ضریح ششگوشه
گوشه چشمی عنایتی لطفی
در مدیح تو از مدایح تو
یا علی هرچه بیشتر گفتیم
با نگاهی پر از عطش دیدیم
حُسن ناگفته بیشتر داری

میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:1 توسط معصومه
|

به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت